قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس
خانه / درباره ی طبقده

درباره ی طبقده

بررسی جغرافیایی

روستای طبق ده از توابع گهرباران دهستان میاندرود بزرگ بخش مرکزی ساری در استان مازندران می باشد. این روستا در منطقه دشت و در شمال شرق شهرستان مذکور که 2 پا از سطح دریا ارتفاع دارد که به علت نزدیکی با دریای پرخروش خزر دارای آب و هوای خنک و متعدل می باشد این روستا در حاشیه رودخانه نکا که در قسمت شرق این روستا و در 5 کیلومتر آن قرار دارد واقع شده است.

شکل حدود و وسعت روستا :

روستای طبق ده تقریباً بشکل مستطیل می باشد و بعبارت اینکه بیشتر خانه ها دارای حیاط بزرگ با درختان انبوه و سیفی جات بوده منازل مقداری از هم فاصله گرفته و محدوده روستا خیلی وسیع که تقریباً حدود 2500 هکتارمی باشد وسعت دارد. از طرف شرق به رودخانه نکاء و از طرف غرب جاده اصلی و رودخانه زردی از طرف جنوب روستای چمازتپه و دلمرز و از طرف شمال روستا برگه و ولوجا می باشد احاطه گردیده است رودخانه نکاء که از سلسله کوههای البرز سرچشمه می گیرد و دارای آبهای فراوان و ماهیهای بسیار می باشند پس از طی مسیر زیاد از کنار روستای طبق ده به دریای خزر می ریزد که صدای خروشان آبهای آن با صدای مهیب و شدیدنی همراه است.

راههای اطراف روستا :

این روستا در فاصله یک کیلومتری مسیر جاده اصلی گهرباران که از انتهای فاصله سی و هشت کیلومتری شهرستان ساری و از بیست کیلومتری جاده اصلی و ترانزیتی سه راه اسلام آباد ساری شروع شده و بطرف دهستان خوش آب  و هوای میاندرود کشیده شده قرار دارد. این جاده از سالهای خیلی دور توسط خاندان منحوس پهلوی که در منتهی الیه این جاده در کنار دریای خزر دارای ویلای تابستانی و زمینهای مزروعی بوده اند احداث گردید و در ضلع عربی این روستا وصل شده و اصولاً از وسط زمینهای زراعتی روستای فوق عبور می نماید که این جاده نسبت به رونق امکانات عمرانی واقتصادی این روستا بسیاری افزایش پیدا کرده است. راههای دیگر روستا خاکی و ماشین رو بود. و به روستاهای اطراف وصل شده است . از جمله راههای روستا راه خاکی طبق ده به زمینهای زراعتی و روستای دنگسرک که در سمت شرق روستا واقع شده که فعلا جاده ترمیم و شن ریزی شده است.

راه دوم طبق ده به محل احداث سد انحرافی که در جنوب شرقی واقع شده و اکثر زمینهای زراعتی و مرغوب در آن قسمت واقع شده است. راه سوم به سمت روستای چماز تپه که از مدتها قبل احداث شده و محل عبور و مرور اهالی این روستا می باشد و فقط پل بتنی کوچکی که در وسط رود منشعب از رودخانه نکا قرار دارد و مزار شهداء ، و گورستان اهالی دو روستا در این منطقه واقع شده است. راه چهارم بسمت روستای برگه واقع شده که از وسط زمینهای زراعی عبور می نماید و اصولاً زمانهای شالیزاری موتوری در حوالی این جاده وجود دارد و کشاورزان مشغول کارهای کشاورزی هستند. پنجمین راه بطرف روستای ولوجا می باشد که از وسط زمینهای مزروعی که ، اهالی محل آنرا ولوجا سرا می نامند عبور می نماید.

روستای طبق ده یکی از روستاهای کهنسال و قدیمی منطقه می باشد اولین دلیل قدیمی بودن آن وجود مبارک و نورانی امامزاده ای بوده که همیشه زیارتگاه و مامن و مومنان بوده که در اصطلاح محلی بان (اسماعیل داربزه) می گفتند و همچنین وجود قبرستانهای متعدد و قدیمی تاریخچه روستای طبق ده در قدیم الایام نزدیکی روستا بایع کلا امروزی واقع شده بود و جمعیتی در آنجا زندگی می کردند و بعلت مریضی که در آنجا گریبان گیر آنها شده بود به اطراف روستای فعلی عزیمت می نمایند چنانچه در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران آمده است که پادشاهی در این محل وارث تاج و تخت شده بود و بر مردم این دیار حکمفرمائی می نموده است که این خود دلیل قدمت وجود این روستاست ولی با همه این وجود اهلی محل و حتی ریش سفیدان روستا تاریخ زندی جد و گذشتگان خود را بخوبی بیاد ندارند فقط از آبادی همیشگی روستای طبق ده صحبت می نمایند دلیل آنها از آبادی قبل روستا وجود قبرستان قدیمی و جنگلهای قدیمی و کهن و وجود تجلی امامزاده در روستا می باشد.

شناسایی اجمالی روستای طبق ده : روستای طبق ده در فاصله سی و هشت کیلومتری شهرستان ساری و در فاصله بیست کیلومتر از جاده آسفالته ترانزیتی ساری – نکاء- بطرف گهرباران قرار دارد فاصله روستا تا جاده اصلی یعنی گهرباران که بطرف دهستان میاندرود بزرگ بمرکز اسلام آباد می باشد یک کیلومتر هست و نیز فاصله روستا مرکز دهستان میاندرود بزرگ بزرگ یعنی اسلام آباد حدود 16 کیلومتر و تا شهرستان میان درود 25 کیلومتر می باشد.

رودهای اطراف :

در روستای طبق ده در طرف شرق آن رودخانه ای عظیم نکاء واقع شده که بدریای خزر می ریزد و در جنوب آن رودخانه ای فرعی کوچک منشعب از رودخانه نکاء که به آب بندان شالیزاری روستای فوق می ریزد و در سمت غرب آن رودخانه زردی که منشعب از رودخانه عظیم تجن که با مشروب نمودن زمینهای زراعتی بدریای خزر، می ریزد که این رودخانه ها با محاصر، نمودن روستا شکوه و عظمت خای به روستای فوق بخشیده است.

آب و هوا :

این روستا بعلت اینکه تقریباً در حوزه ساحلی دریای خزر واقع شده و نیز اطراف آن را رودخانه های عظیم محاصره نموده ودرختان انبوه و سرسبز روستای فوق در خود جای داده است دارای آب و هوای خنک و معتدل بوده و در تابستان مهمانان زیادی را به خود جلب می کند و اصولاً مهمانان و توریستها بخاطر وجود مرکبات و صیفی جات و همچنین نزدیکی به ساحل دریای خزر همیشه از وجود این روستا بخود افتخار می کند در فصل پائیز بخاطر خرمن شالیزار و برداشت پنبه های سفید کلیه اهالی مشغول کار هستند و با ریزش برگهای خزان مردم آذوقه خود را جمع آوری تا در فصل سرمای زمستان از آن بهره مند گردند با ریزش برگها و بادهای خنکی که در حال وزیدن است طراوت خاصی به روستا می دهد در فصل زمستان هوا تا حدودی سرد می شود و در اکثر مواقع ریزش باران زیاد می شود و اطاقهای خانها در این فصل بوسیله بخاری گرم می شود و گاهی برودت هوا تا حدود صفر هم می رسد و در بعضی از مواقع آبهای داخل سطل یخ زده و منجمد می شوند و الان چندسالی است که در روستای طبق ده برف نمی آید در واقع باران و رطوبت در مناطق دشت خیلی به نفع مردم است چنانچه در بعضی از سالها که باران نیاید و یا خیلی کم ببارد زمینهای شالیزاری و علوفه کاری خیلی کم آمده شده که نتیجه آن باعث رکود برداشت محصولات کشاورزی می باشد.

مشخصات اطراف روستا

اطراف روستا با داشتن مزارع سرسبز و خرم که در اطراف بعضی از مزارع بخصوص در جنوب شری آن از درختچه ها روئیده و مزارع بصورت مربع یا مستطیل نمایان هست در قسمت شرقی در سالهای قبل از انقلاب پر از جنگلهای انبوه و وحشی بوده که به روستا طراوت خاصی می بخشید اما متأسفانه توسط ایادی رژیم ستمشاهی در جهت مکانیزه نمودن زمینهای زراعی، جنگل از بین رفت. در اطراف روستا بعلت کاشت زمینهای شالیزاری صیفی جات و مرکبات – پنبه و غیره روستا را بعنوان قطب کشاورزی مطرح و از راه دور منظره بسیار جالبی به این روستا بخشیده است . بخصوص رودخانه ضلع شرقی و آب بندان ضلع غربی آن در فصل تابستان از نشاط ویژه ای برخوردار می باشد :

نباتات و پوشش گیاهی :

مناطق دشت اطراف طبق ده در بیشتر ایام سال سرسبز و خرم است فقط در اواخر پائیز و فصل زمستان بر اثر سرما و یخبندان خشک و زرد می گردد . سرسبزی مناطق دشت به طراوت و زیبائی این مناطق می افزاید از علفهای دامی از جمله والک (وارش رانه) خزه شاه- تره گزنه- کرگونه- شالدم- گل گاو زبان و کنگل که کوچکسالان ساقه های آن را می خورند.

سبزیهای باغی :

جعفری- ترشک – شوید- شامی- تربچه – اسفناج- سیر- پیاز- شنبلیله- کاهو – کلم – لوبیا – سیب زمینی – (این دو محصول یعنی لوبیا و سیب زمینی در این مناطق زیاد کاشت شده و علاوه بر مصرف مقداری هم بفروش می رود و در زمستان از غذاهای اصلی مردم است ) و ذرت .

درخت چه ها :

درختچه های روستا عبارتند از : ازگیل وحشی(در محلی به آن کنس گفته می شود) گلابی وحشی و جنگی که میوه آن ریزتر از گلابی بوده ولی مانند گلابی خوشمزه است – هلو جنگلی که دارای میوه های شیرین و خوشمزه می باشد که البته این مقدار از درختچه ها قبلاً بخاطر جنگل انبوه بود ولی فعلاً خیلی کم یافت می شود. ولیک سیاه – ولیک قرمز که در اصطلاح محلی به آن ملاولیک می گویند.

درختان جنگلی :

درخت راش که قبلاً خیلی در جگ می روئید – ملچ – بلوط – سرو – افرا – درخت توت – ازدار- درخت سفید- وند- بید  که در محلی بان فک دار می گویند .

درختان باغی، درخت گردو – سیب – به – هلو- گلابی – پرتقال- نارگیل- انشو- آلو مشهد .

جانوران اطراف روستا :

بخاطر جنگل انبوه در روستای طبقده انواع و اقسام جانوران در روستای فوق وجودداشته که می توان از خرس- پلنگ – گرگ- روباه – شغال نام برد و فعلاً روباه یا شغال و خوک تا اندازه ای در روستا وجود دارد و گاهاً مرغهای خانگی را به سرقت می برند.

پرندگان :

کلاغ- زاغ- شاهین(واشک) کبک- سار – گنجشک – با انواع و اقسام آنها داررتلایک خروس، درختی- جغد- هدهد- کبوتر- غاز- اردک صحرائی و غیره…

جانوران اهلی روستا :

پستانداران مانند گاو- گوسفند که بتعداد زیاد در روستا نگهداری می شوند : بز- اسب- خر- مرغ خانگی مانند اردک – غاز و سگ که بر دو گونه اند : سگان گله ، سگ خانگی ، گربه که بتعداد زیاد در روستا نگهداری می شود و بعنوان شکارچی موش استفاده می شود.

شکل سکونت در روستا :

 در روستای طبق ده حدود هزار باب خانه مسکونی وجود دارد که جنس ساختمانهای آن اکثراً از آجر و سنگ ساخته شده است در سابق بعلت فراوانی چوب و کمبود میخ و ابزار بخاری از جمله اره تنه درختان را به طور طولی رویهم گذاشته و دیوار آنرا بالا میاورند که بدینوسیله ساختمانها هم دوام بیشتری پیدا میکرده است و سپس بعداز چند سالی ساختمانها بصورت گلی که بناها گل و کاه را با هم مخلوط کرده و سپس بقول محلی ها چینه درست می کردند و منازل مسکونی خود را بدینطریق درست می کردند ولی امروزه ساختمانها را بخاطر درآمدهای بیشتری که مردم بدست می آورند از آجر و سیمان بسبک امروزی درست می نمایند که از ساختمانهای قدیم زیاد باقی نمانده و اکثراً در حال احداث ساختمانهای جدید می باشند.

شیروانی :

شیروانی یعنی بام خانه ها ضمن ساختن انبارکی روی بام جهت قراردادن آب باران به اطراف از پشت بام ضمن چیدن چوب یا کاه آبزی که اصطلاحاً در محل به ان گوله می گویند به بیان محفظه تبدیل می کردند که انبار مقداری از لوازمات و ارزاق خانگی است و لذا روی چوبها را با کاههای آبزی نازک و همان گوله می پوشانند ولی در سالهای اخیر بر اثر کمبود درختان و درآمد مردن و نیز پیدایش برگهای حلب و ایرانیت وارزیانی ان سقف خانه ها را با حلب و یا ایرانیت می پوشانند ولی در عین حال حدود 5 الی 7 درصد سقف خانه های روستای طبقده پوشانده از گوله می باشد و روی گوله ها را با چوبهای درشت نگه می دارند تا بوسیله باد از جا کنده نشود.

شکل و نمای خانه ها :

ساختمانهای روستا اکثراً دو طبقه اند بعلت اینکه پائین را بعنوان خانه مسکونی زمستانی و طبقه بالا را بعنوان خانه مسکونی تابستانی استفاده می نمایند البته در سالهای اخیر مناطق مسکونی اصالت روستائی خود را از دست داده ساختمانهای شهری و کشورهای خارجی جایگزین آن می شوند در منازلی که مرغ لانه وجود دارد از سنگ و گل و آجر ساخته شده که اصولا روبروی منازل مسکونی است ولی اخیراً لانه مرغها را به صورت تورکه دور مرغها حصار کشیده و در فصول تابستان و زمستان در آن محل نگهداری می شوند با اینکه مرغان خانگی خیلی به صرفه روستائیان می باشد و چه از نظر تخم مرغ و گوشت آن بخصوص  غذای مطلوب و دلچسبی برای پذیرائی مهمانان و خودشان در روستا می باشد ولی متأسفانه اکثراً از نگهداری مرغها خسته شده و در حال خرید مرغهای پرورشی هستند که به هیچوجه نه مزه مرغ خانگی را دارد و نه ویتامین و پروتئین آنرا که البته مسئولان محترم می بایستی تدبیری در این رابطه بیندیشند.

نمای داخلی خانه مسکونی :

داخل ساختمانها در قدیم عموماً به دو یا سه اطاق تشکیل شده بود که بعضی از اطاقها از درون به همدیگر ارتباط داشتند و فعلاً در بعضی از جاها بدین شکل می باشد که بعضی از خانه های مسکونی در روستای طبقده از سه اطاق تشکیل شده است که اولین اطاق از بیرون به آن وارد می شوند ایوان نام دارد که محل نشستن در فصل تابستان می باشد از داخل ایوان ظاهراً دو درب داخلی که یکی به سالن ودیگری به پستو که محل زندگی است باز می شود. در فصل بهار و تابستان که هوا گرم می شود اهل خانه در سر همین ایوانها نشسته و نهارشان را صرف می کنند اطاق پستو محل اصلی زندگی خانواده صاحبخانه می باشدو سالن خانه که اکثراً بعنوان اطاق پذیرایی از مهمانها استفاده می شود در داخل اطاقها در فصل زمستان بخاری گذاشته که این بخاری در تمام فصل سرم روشن می باشد البته در بعضی از ساختمانها که دو اطاق دارند این دو اطاق موازی هم هستندکه از طریق یک سکو به همدیگر وصل می شوند.

تنور و اجاق :

تنور بیشتر به همراه اجاق در کنار حیاط تعبیه شده و هر خانه دارای یک واحد تنور در کنار حیاط می باشدکه با شاخه های نازک و خشک درختان و در بعضی از مواقع از چوبهای خشک پنبه استفاده می شود تا در جهت پختن نان خانگی گرم شود. اجاق هم در بعضی از مواقع با گل ساخته می شودکه این اجاقها وقتی که روشن می باشد دیگ غذا و خورشت روی آن قرار می گیرد و گاهی هم دیگ آب جهت شستن ظروف از آن استفاده می شود که فعلاً بخاطر افزایش گاز کمتر از اجاق محلی استفاده می شود.

ساخت اجتماعی روستا

ساختمان جمعیت:

جمعیت روستای طبقده 4000 نفر بوده که ارای نه صد خانوار می باشد که از این میان تعداد 2400 نفر مرد و تعداد 1600 نفر زن می باشد.

شرح

کل خانوار بومی و غیربومی

بومی اصلی

غیربومی

تعداد خانوار

900

880

20

درصد

100

8/90

2%

توزیع جمعیت بر اساس خانوار = جدول زیرخانوارهای روستای طبقده را بر اساس تعداد افراد خانوار نشان می دهد.         (16/6/68)

    خانوار

شرح

1نفره

2نفره

3نفره

4نفره

5نفره

6نفره

7نفره

8نفره

9نفره

10نفره

جمع

تعدادخانوار

25

69

59

36

50

70

80

45

26

40

500

درصد

5%

8/13%

8/11%

2/7%

10%

14%

16%

9%

2/5%

80%

100%

جمعیت فعال و غیرفعال:

در روستای طبقده افراد غیرفعال وجود ندارد در این روستا حتی اطفال خردسال نیز جز نیروهای کاری برای خانواده شان بحساب می آیند که به غیر از ایام تحصیل در بقیه اوقات فراغت وظیفه های مشخصی درخانواده شان برای آنها گذاشته شده است که باید انجام بدهند نوجوانان دانش آموز در ایام تعطیلات تابستان به کمک پدر و مادر شتافته و بکارهای کشاورزی یا خانگی می پردازند و در امور شالیزاری و پنبه زاری کمک پدر و مادرشان هستند و بعضی ها هم جهت کسب تجربه عملی به شاگردی در مغازه ها می پردازند. در این روستا افرادی غیرفعال بحساب می آیند که سنین فعالیت آنها گذشته و قادر به کار در زندگی نباشند اگر چه آنها هم کم و بیش در کارهای زندی خانواده شان کمک می کنند ولی به آنصورت فعالیت آنها جلوه گر نمی باشد که در این روستا افراد بالای هفتادسال بعنوان افراد غیرفعال بحساب می آیند لذا جدول ذیل نمایانگر افراد فعال و غیرفعال روستا بر حسب سن می باشد که در این روستا از پانزده سالگی الی 65 سالگی بحساب آمده است.

 

توزیع جمعیت بر حسب شغل :

توزیع شغلی در روستای طبقده به آنصورت منفک و مشخص نمی باشد یعنی آنان دارای زندگی شلوغ می باشند یک نفر هم دارای شغل کشاورزی و هم دامداری سنتی و هم باغداری و نیز تا حدودی کارگری می باشد بعلت اینکه در روستایک شغل کفایت زندگی آنها را نمی نماید. در میان جمعیت عده زیادی کشاورز- کارگر- دامدار- کارمند و غیره وجود دارد که درمیان جمعیت فعال، حدود 170 نفر از سنین 20 الی 30 ساله در روستا نیستند که یا در سربازی و یا ارگانها و سازمانها و یا در دانشگاه مشغول تحصیل هستند. علاوه بر اینها حدود 150 نفر از جوانان فعال از روستا رفته و شغلهائی در شهرها پیدا کرده که کمتر به روستا می آیند البته بطور کلی ترک روستا را نکرده اند و فقط جهت پیدا نمودن شغل و کار در آنجا به شهرها رفته اند و حتی جز به جمعیت روستا بحساب نیامده اند.

شاغلین زن :

زن در روستای فوق با وجود خانه داریش عموماً در کارها زندگی به شوهرش کمک می کند بخصوص در کارهای کشاورزی و از جمله نشاء – شالیزاری و وجین آن – پنبه چینی- جمع آوری باغات- نشاء صیفی جات و برداشت آن و سبزیکاری که بعهده زنان می باشد و بعضی از زنان بصورت کارمند در ادارات مشغول خدمت هستند.

حرکات جمعیت

ازدواج :

در روستای طبقده مردان اکثراً در سنین 20 الی 30 سالگی ازدواج می کنند یعنی آنها عموماً بعد از اتمام دوره سربازی شان به ازدواج و انتخاب همسر مبادرت می ورزند . و فقط 10درصد از مردان ، در سنین پائین تر از بیست سالگی ازدوج می نمایند و تعداد هفت درصد آنان نیز در سنین بالاتر از سی سالگی ازدواج می کنند. زنان ودختران روستا نیز اکثراً در سنین 15 الی 25 سالگی به ازدواج مردان در آمده و تعداد بسیار اندکی نیز کمتر از 15 سالگی و تعدادی نیز در سنین بالاتر از 25 سالگی ازدواج کرده اند.

ولادت و ازدیاد جمعیت در روستای طبقده :

جمعیت در روستای طبقده ظاهراً سیر صعودی دارد و معمولاً در فصول پائیز و زمستان ازدیاد جمعیت کمتر است . در روستای طبقده با مطالعه جمعیت سالهای قبل رشد جمعیت تقریباً 15 درصد افزایش داشته که از کل جمعیت در سال 78 بتعداد خانوار و در سال 90 تاکنون بتعداد 87 خانوار افزایش داشته است.

کشاورزی و دامداری در روستای طبقده:

کشاورزی در این روستا اساس کار و زندگی مردم هست یعنی خانواده هائی که ظاهراً شغلشان دامداری- بنائی – و کارمندی و … می باشد با اینحال کشاورزی می نمایند و حتی خانواده هایی که زمینی جهت کشت ندارند مختصر زمینی را جهت کشت از افراد دیگر اجاره نمی نمایند. اما در این چند سال اخیر کشت گندم و امثالهم در روستا تا حدودی کم شده است و زمینهای حاصلخیز اکثراً زر کشت باغات و یا صیفی جات رفته است و این امر دلایل مختلفی دارد که در ذیل عنوان می شود.

الف) بالابودن هزینه کشت : هزینه کشت گندم در روستای طبقده اگر مورد بررسی قرار گیرد با خرید یک گونی آرد حتی اگر از بازار آزاد نیز تهیه گردد بمراتب هزینه ای بیشتر از خرید یک گونی آرد دارد. یعنی هزینه کشت گندم تبدیلی به یک گونی آرد همچنانکه اگر برآورده شود بیش از مقداری است که از بازار آزاد خریداری می گردد با توجه به آفات و مسائلی که در رابطه با کشت گندم و نگه داری آن وجوددارد بنابراین اگر یک خانواده آرد را از طریق ارگانهای مربوطه بصورت تعاونی دریافت نماید و یا اینکه حتی نان را از نانوایی خریداری کند به مراتب بصرفه تر است تا اینکه گندم را کشت کند و معلوم نیست که صحیح برداشت نماید و بکار خانه آرد تحویل دهد وسپس با توجه به کمبود هیزم که وجود دارد هیزم را هم خریداری و بعد پخت نماید.

ب : پراکندگی زمین :

مسئله و مشکل دیگر کشت در روستای طبقده پراکندگی زمینها می باشد. یعنی زمینها بر اثر تقسیم بی رویه ارثی و یا غیرآن به قطعات زیادی تبدیل گشته است که این خود مسئله ای مهم جهت برداشت دقیق و صحیح از کشت می باشد.

محصولات زیرکشت در روستای طبقده

محصولات اصلی زیرکشت در روستای طبقده گندم- شالی – صیفی جات- پنبه – مرکبات – جو- سیب زمینی- لوبیا- و نیز سبزیجات می باشدکه کل زمینهای روستای طبقده 2700 هکتار می باشد اکثر زمینهای کشاورزی روستای طبقده شالیزاری و صیفی جات می باشد که از این مقدار 500 هکتار زیر کشت صیفی کاری و مقدار 500 هکتار زیر کشت شالیزاری و مقدار 1600 هکتار باغات و مقدار 3 هکتار پنبه و مقدار … هکتار بر اقسام محصولات کشاورزی زیر کشت می رود.

نوع محصولات

سطح زیرکشت

گندم

شالی

پنبه

صیفی جات

باغات

لوبیا

غیره

جمع

مقدار

درصد

گندم :

گندم از مهمترین و بومی ترین و اصلی ترین محصولات این روستا بوده که همه ساله کشت می گردد و با اینکه هزینه کشت و داشت آن نسبت به محصولات دیگر روستا خیلی زیادتر است با اینحال مردم روستا آن را مهمترین و لازمترین و حتی بالاترین محصول درکشت و نگهداری می دانند در این روستا حدود 200 هکتار زمین در حال حاضر زیر کشت گندم می باشد. اصولاً در مناطق دشت گندم بهاره است که اگر زمینها زیرآب نباشد از نیمه اسفند ماه شروع شده و بعد از یک ماه کشت بهاره تمام می شود فصل درو گندم از اوایل تیر ماه شروع شده و تا اواخر تیرماه تمام می گردد. محصول گندم توسط کمباین درو شده و در سیلوها جهت بهره برداری تحویل می شود مقدار محصول گندم در روستای طبقده در زمینهای مختلف متفاوت می باشد ولی چون کشت گندم دیمی صورت می گیرد مقدار محصول در بعضی از سالها درهکتار خیلی کم است.

شالی :

شالی نیز از محصولات اساسی و مهم روستای طبقده می باشد که همه ساله تقریباً کلیه اهالی آنرا کشت می کنند در حال حاضر حدود 900 هکتار از زمینهای کشاورزی زیر کشت شالی می باشد شالیکاری از کارهای سخت و طاقت فرساست و نیاز به مهارت خاصی دارد و با امکانات بالقوه که موجود می باشد می توان نسبت به کشت شالی همت گماشت شالی در اوایل فصل بهار یک مقدار از زمین که انتخاب شده را جهت کشت محصول نمونه انتخاب می کنند و سپس زمین شالیزاری را بوسیله تیر کاملاً آماده نموده و هر وقت که زمین آماده شد و مقدار محصول نمونه به تعبیر مخلی شالی آماده گردید توسط زنهای خانواده نشاء می گردد البته زمینهای شالیزاری دو قسمت می باشند یکی زمینهای شالیزاری آب بندانیاست که زا رودخانه آب آنها تامین می گردد و دیگری زمینهایی که بوسیله خود کشاورز در کنار زمین چاهی حفر می گردد و موتور آب جهت مشروب نمودن آن استفاده می نمایند. شالی نیاز به مراقبت خاصی دارد وپس از اینکه کاملا آماده گردد بوسیله کشاورز و با کمک دیگر کشاورزان درو می گردد و در اواسط فصل تابستان اقدام به خرمن می نمایند و فعلاً مکانیزه شده است قبلاً خرمن بوسیله اسب بوده و سپس تراکتور جایگزین اسب شده و اخیراً هم کمباین جایگزین آن شده است ، چیزی که در کشت و برداشت شالی مورد نظر است همکاری و مساعدت کلیه کشاورزان است چندین نفرجمع می شوند تا نشاء کنند و چندین نفر هم درو می کنند و توسط چندین نفر هم خرمن می شود در حالی که خستگی زیادی هم دارد ولی یک کار خوب و پردرآمد و متنوعی است مقدار محصول برنج متفاوت می باشد و با توجه به تخم برنجهایی که به کار می برند می توان تخمین زد و از مقدار زمین زیرکشت برنج حدود 900 هکتار می توان در هر هکتار 3600 کیلوبرنج برداشت کرد که محصول برنج در روستای طبقده حدود… می باشد.

پنبه :

پنبه طلائی سفیدی است که در این منطقه بصورت عالی کشت می شود با توجه به اینکه از دادن امکانات خبری نیست و می باید جهت کشت و داشت آن زحمت فراوان کشید ولی مردم طبقده در جهت کشت آن خیلی اصرار می ورزند و از محصولات عمده این روستا می باشد. مقدار کشت پنبه در روتا …هکتار می باشد پنبه را اوایل بهار کشت می کنند که بوسیله تراکتور ابتداً زمین مورد نظر را شیار کرده و سپس بوسیله دیکس آنرا خرد نموده و پس از آن بوسیله ردیفی کار تخم پنبه را زیر خاکها پنهان نموده و بعد از چند روز بلطف خد ا پنبه های از زیرخاک بیرون آمده و رشد می نمایند پنبه با توجه به جلب نظر آن از کارهای سخت می باشد که احتیاج به حوصله و مهارت دارد. پنبه میبایستی هر چند وقت یکبار سمپاشی گردد و گاهی هم بخاطر نیامدن باران بوسیله موتور آب پاشی گردد بعد از اینکه پنبه غوزه داد و شکوه شد بوسیله زنان از غوزه چیده شده و در خلال جای داده می شود و سپس توسط مدران بفروش می رسد از مقدار 5 هکتار زمین زیر کشت پنبه می باشد .

صیفی جات :

در سابق صیفی جات که فعلا موجود شد وجود نداشته است قبلاً در داخل زمین پنبه زاری یک مقداری صیفی جات می کاشتند تا خودشان بخورند ولی این اواخر بوسیله مهاجرین زمینهایی که از مردم اجاره می نمودند اقدام به کشت صیفی جات اعم از هندوانه – خربزه- خیار می نمودند پس از اینکه اهالی خودشان در این کار خبره شدند اقدام به کشت آن نمودند و اصولاً با توجه به نیاز خود در چندین هکتار هم کاشته می شود هر چند که محصولی پردرآمد است ولی هیچگونه تضمینی جهت فروش آن وجود ندارد و دست کم  حداقل آن هم می باشد از مقدار 1200 هکتار زیرکشت صیفی جات در هر هکتار بطور متوسط مقدار … محصول دریافت می گردد چیزی که در فروش گندم – پنبه- صیفی جات و دیگر کالاهای اقلام وجود دارد دست واسطه ها می باشد که خود رأساً اقدام خرید این نوع اقلام از کشاورزان می نمایند که با قیمت نازل از کشاورزان می خرند و بعد آنرا چندین برابر در بازار آزاد بفروش می رسانند.

دامداری :

دامداری در روستای طبقده بصورت سنتی است و تا سال 1357 که جنگل انبوه روستا وجود داشته دامداری بصورت خیلی بالائی بوده ولی پس از اینکه جنگل از بین رفت دامداری هم از بین رفته است وقبلاً هر کس دام داشت در میان جنگل سرا جای دامداری داشت (سرا- محل دامداری) و در همانجا چوپانی مینمودند فعلاً در روستای طبقده تعداد 1000 راس گوسفند و تعداد 150 رأس گاو و گوساله و تعداد 80 رأس گاو وجود دارد.

گاو :

گاوهای روستای طبقده اکثراً از نسل و نژاد همان گاوهای قدیمی و بومی است  بعضی از خانواده ها اخیراً اقدام به خرید گاوهای خارجی و دورگه نموده اند علت عدم خرید گاوهای خارجی بالا بون قیمت آنها و هم اینکه امکاناتی جهت نگهداری آنها را ندارند گاوهای خارجی میبایستی از علوه های بیشتر و بهتری استفاده کنند ولی گاوهای محلی نیاز به پذیرایی آنچنانی ندارند  و بوسیله یک نفرد در صحرا چریده و غروب بر می گردند.

گوسفند :

گوسفند که در زبان محلی به آن گاسفند می گویند از با صرفه ترین حیوانات می باشد و تعدادش نیز بیشتر از دامهای دیگر است تقریبا اکثر اهالی در منزلهایشان بتعداد کمی گوسفند دارند. قیمت گوسفند در داخل روستا از سه هزار تومان الی 5 هزار تمان می باشد که در روستای طبقده 5000 راس گوسفند داخل وجود دارد که درآمد ناخالص سالیانه حدود 15000 ریال می باشد.

 

تأسیسات اجتماعی روستای طبقده

روستای طبقده دارای چندین باب از تأسیسات دولتی و اجتماعی می باشد. درمانگاه- دبستان – آب لوله کشی – شرکت تعاونی – مخابرات- 2 باب حسینیه – 2 باب مسجد- 2 باب حمام- 2 باب قدسیه و یکباب فاطمیه می باشد که تا حدودی آنها را شرح خواهیم داد.

1- درمانگاه :

مرکز بهداشتی درمانی روستای طبقده درسال 1349 توسط فرد خیری به نام مرحوم محمد ابراهیم ملکی زمین جهت احداث به آن دولت اهداء شد و پس از چند سال کار درمانگاه تکمیل گردید و محل آن ساختمان بزرگی است که داروخانه – مطب دکتر – اطاق پانسمان – منزل مسکونی دکتر و سرایدار – وجود دارد و تعداد 14 روستا از امکانات آن استفاده می کنند.

2- دبستان :

قبلا در روستا مدرسه قدیمی وجود داشته و آنطوریکه می گویند در سال 1335 احداث شده و پس از اینکه مخروبه گردید در جای دیگر دبستان بنا نمودند . مدرسه جدید در سال 1351 تأسیس شده و دارای 5 کلاس و دفتر و انبار و غیره می باشد و پوشش آن آجر و حلب می باشد در قبل از پیروزی انقلاب دبستان فوق توسط معلمین حرفه ای رژیم سابق یعنی سپاه دانش تدریس می شد و بعد از پیروزی انقلاب تدریس آن بعهده معلمین دلسوز گذاشته شده است .

3- مدرسه راهنمایی:

پس از طی مشکلات که دانش آموزان جهت تحصیل به مدرسه راهنمایی ولوجا می رفتند در مراسم افتتاحیه مجتمع آبرسانی با استاندار محترم مطرح و شخص خیری بنام کریم جعفری مقدار چهار هزار مترمربع زمین جهت احداث مدرسه راهنمایی احدا و فرد خیر دیگری بنام حاج طالب عرب مقدار یک میلیون وپانصدهزار ریال کمک نقدی اهداء و از محل خود یاری صددرصد اهالی محترم روستا با همکاری بیش از حد انتظار آقایان اسدی و حاج عیسی عرب اعضاری شورای اسلامی محل مدرسه فوق در عرض کمتر از ششماه تکمیل و آماده بهره برداری و ثبت نام از دانش آموزان گردید و فعلاً تعداد دانش آموزان مدرسه راهنمایی 215 نفر می باشند که از کل آن تعداد 150 پسر و تعداد 115 نفر دختر، می باشند با توجه به نداشتن دبیرستان در روستا ومنطقه و بخاطر دوری راه اکثر دانش آموزان از ادامه تحصیل باز می مانند و با اینجال در روستای طبقده تعداد 300 دیپلمه و تعداد 200 نفر دیپلمه دختر می باشد و همچنین تعداد 125 نفر در دانشگاه مشغول تحصیل هستند ضمن اینکه تعدادی هم تحصیلات عالیه خود را به پایان رسانده و مشغول کار هستند ترک تحصیل دانش آموزان روستائی معیار مشخص و معینی ندارد چه بسا از مرحله دبستان تا دبیرستان بواسطه نیاز والدین دانش آموز برای همکاری با خودشان از لحاظ کشاورزی و دامداری و چه از لحاظ خود دانش آموز بواسطه انتخاب شغال و همچنین بلحاظ ضعف مالی و دوری راه والدین فرزندانشان را از ادامه تحصیل باز می دارند.

سواد در روستا :

اکثریت افراد روستا با سواد هستند و یعنی حدود 85% از اهالی روستا بخصوص جوانان با سواد هستند و ضمن اینکه زنان روستا اکثراً با سواد هستند و حتی آنهایی که سواد نداشتند در کلاس نهضت سواد آموزی شرکت کرده و از نعمت سواد برخوردار شدند.

مسجد :

در روستای طبقده دوباب مسجد می باشد که یکی در بالا محله که وصل به حسینیه می باشد که ابعاد آن 7×4 می باشد و دیوار آن گلی است و در سال 1335 ساخته شده و دیگری مسجد جدید الاحداث پائین محله می باشد که در وسط محله وجود دارد وابعاغد آن 50×20 می باشدو دیوار آن آجری است مسجد جدید در سال 1362 بجای مسجد قدیمی ساخته شده و فعلاً در حال مرمت کاری است.

حسینیه : در روستا دو باب حسینیه وجود دارد یکی در بالا محله و دیگری در پائین محله هر دو قدیمی می باشند و می بایستی هر چه سریعتر تخریب گردند زیرا اینکه ظرفیت گنجایش افراد را ندارند و هم اینکه خیلی قدیمی هستند و محل تأمین افراد نیست ضمن اینکه دو ابب قدسیه در روستا وجود دارد و مورد احترام اهالی می باشند و یک باب فاطمیه که در اوایل پیروزی انقلاب توسط شهید عابدین پور ساخته شده که این شهید، در هیجده دیماه پنجاه و هفت در میدان شهداء ساری بشهادت رسید. ضمناً در روستا یک شرکت تعاونی با تمام امکانات وجود دارد که در سال 1349 ساخته شده وتعداد 10 روستا را تحت پوش دارد و همچنین پروژه آب آشامیدنی روستای طبقده با هزینه چهل میلیون ریال در سال 1366 توسط استاندناری محترم مازندران و دیگر مسئولین مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت.

حمام :

در روستای طبقده تعداد دو باب حمام وجود دارد که یکی در بالا محل وجود دارد ودیگری در پائین محله و این حمامها در قدیم بصورت خزینه ای بوده ولی درسال 1343 با آجر و سیمان ساخته شده که قدیمی است ولی مورد استفاده اهالی قرار می گیرد.

سایر تأسیسات :

در روستا چندین باب مغازه خواربار فروشی- آرایشگری- قصابی- گازفروشی – قنادی تعمیر گاههای موتور و ماشین آلات و غیره وجود دارد که در جهت رفع مشکلات مردم اقدام می نمایند. اهالی روستای طبقده علاوه بر اینکه در شرکت تعاونی شهریور ساری بمرکزیت طبقده سهام دارند و نهاده های کشاورزی را از شرکت تعاونی دریافت می نمایند با نهادهای مختلف دیگر نیز در ارتباطند از جمله مرکز خدمات کشاورزی را از شرکت تعاونی دریافت می نمایند با نهادهای مختلف دیگر نیز در ارتباطند از جمله مرکز خدمات کشاورزی میاندرود – جهاد کشاورزی  – بخشداری مرکزی گهرباران – دهداری میاندرود بزرگ- ادارات – آبیاری و در بعضی از مواقع هم از بازار آزاد تهیه می کنند مثل کود- سم- بذر- لاستیک – تیلر- وسائل یدکی و غیره … .

سرپرستی در روستا

شورای اسلامی :

در قبل از انقلاب سرپرستی در روستا بعهده کدخدا محل گذاشته شده بود و فرد کدخدا از بزرگان محل انتخاب می گردید و درکنار آن هم افرادی بنام انجمن ده – خانه انصاف بودند و به اتفاق هم مسئولیت روستا را بعهده داشتند و بعد از پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی سرپرستی روستا بعهده قائم مقام عمرانی روستا محول گردید و در پی آن در سال 1363 شورای اسلامی روستا توسط جهاد سازندگی شهرستان ساری طی مراسم رأی گیری بصورت مستقیم انتخاب گردیدند اصولاً روستائیان در رژیم منفور گذشته به دو دلیل تحقیر می شدند اول از آنجائیکه فرهنگ غربی تا حدودی دامنگیر شهرنشینی گردیده ولی این فرهنگ به روستاها راه نیافته بود و روستائیان از نظر مذهبی و عقیدتی مردمی صاف- ساده دل و پاکدل و معتقد و متعصب به اسلام بوده اند رژیم گذشته سعی در ضعیف کردن پایه های ایمان روستائیان داشت و لذا موقعی که روستائی به شهر می آید با القابی مثل دهاتی تحقیر می شد دلیل دوم این بود که اصولاً اقتصاد کشور در دست روستائیان قرار دارد و روستا منبع اصلی تأمین آذوقه کشور است برنج – میوه جات- گندم – مواد زراعی و دامی توسط روستائیان تامین می شد و رژیم گذشته با تحت فشارقراردادن روستائیان و بی توجهی به عمران و آبادی روستا و ندادن امکانات رفاهی برای روستاها سعی داشت تا روستائی را بجای کار و تولید در روستا بشهر کشاد. و روستائی بجای تولید بفروش بلیطهای بخت آزمایی در شهر سرگرم و مشغول گردد. اما نظام جمهوری اسلامی با توجه به آگاهی خاصی که از نقش روستائیان در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی دارد محور سیاستش را حمایت از روستاییان و تلاش در عمران و آبادی در روستا و تشویق در امر تولید قرار داده است و کما اینکه همگی بر این امر واقفند اکثر قریب به اتفاق فعالیت عمرانی مثل راه سازی – آبرسانی – احداث حمام و غیره بعد از انقلاب انجام گرفته است و بر این اساس جهت ریشه کن کردن سیستم کدخدامنشی و خان سالاری مسئله تشکیل شوراهای اسلامی مطرح شد که امروزه در تمام روستاهای کشور اسلامی از این نعمت بهره مند هستند و مجلس شورای اسلامی هم آئینامه ها و شرح وظایف شوراهای اسلامی را مشخص نموده است.

انجمن اسلامی :

انجمن اسلامی در روستای طبقده سال 1359 توسط برادران انقلابی و مومن پایه گذاری شد و موجب حاکمیت خط حزب الله در روستا بوده است. در اوایل تشکیل این نهاد مقدس تا حدودی در کارها اقتصادی فعالیت داشته اند و پس از آن بیشتر در مسائل تبلیغی و فرهنگی و سیاسی دخالت داشته اند و ایجاد نمایشگاههای انقلاب – مراسم در ماههای محرم – صفر- رمضان – برگزاری مراسم شهداء- ایجاد مسابقه های فرهنگی – دعوت از سخنرانان – نمایش فیلم – اسلاید – تشکیل سمینارها و جلسات مذهبی و از همه مهمتر تبین خط اصیل انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن و شناساندن خط امام امت قدس سره الشریف به مردم از کارهای عمده انجمن اسلامی بوده و می توان بجرأت ادعا کرد که تنها انجمن اسلامی بوده که تا کنون بدون هیچگونه همراه و همگان با امام راحلمان و مسئولین محترم نظام اسلامی بوده و در آینده هم بدینصورت خواهد بود.

انجمن اسلامی طبقده با کمال تأسف تا کنون عده ای از پایه گذاران اصلی و رشید خود را تقدیم پیشگاه احدیت نموده است که مرحوم سرعلی فیروزکوهی مسئول انجمن اسلامی – ناصر ستایش و باباجان دستاربندان و دیگر عزیزان که صادقانه در خدمت این نظام بوده اند و به لقاء الله پیوسته اند.

پایگاه مقاومت :

پایگاه مقاومت طبقده در سال 1359 توسط عده ای از برادران انجمن اسلامی پایه گذاری شده تعداد زیادی عضو پایگاه شده و پرونده عضویت تشکیل داده بودند پایگاه مقاومت در جهت حفظ نظم و امنیت روستا شبها آماده نگهبانی بودند و بدون هیچگونه توقعی صادقانه در خدمت این انقلاب بوده و عده زیادی از برادران حزب الهی را تجهیز و روانه جبهه های حق علیه باطل نمود. این پاسگاه از بدو تشکیل تعداد زیادی از اعضای خود را تقدیم انقلاب و اسلام نموده که شهید باباجان دستاربندان معاون پایگاه از آن جمله اند . این پایگاه مصصم است تا آخرین قطره خون و آخرین نفس و آخرین منزل از انقلاب اسلامی دفاع نماید و در مقابل تمامی زراندوزان و فاسقین ایستاده و پاسدار حرمت خون شهدا باشد و خوشبختانه این مطلب را به عینه ثابت نموده است.

اهالی طبقده قبل از انقلاب :

در روستا عده ای از مبارزین بودند که بخاطر مخالفت شدیدشان با دستگاه خودکامه ستمشاهی همیشه در تعقیب و گریز بوده اند و می توان گفت در منطقه انقلابی ترین نیروها در طبقده بوده اند و جهت توجیه آن می توان بزرگداشت خاطره شهدا پانزده خرداد در مسجد و فاطمیه را ذکر کرد ضمن اینکه در آن مواقع مأمورین پاسگاه ژاندارمری گهرباران مسجد را محاصره و چندین نفر را بازداشت نمودند و بخاطر تخریب جنگل و تصرف زمینهای زراعتی کلیه اهالی چندین بار در مقابل کاخ نیاوران تحصن کرده و بارها توسط ایادی ساواک مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و با توجه به اینکه مقرر شده بود زمینها و جنگل توسط ایادی رژیم گذشته بصورت طرح در آید ولی با مقاومت اهالی از موضع خود عقب نشینی نمودند ضمن این که می توان تظاهرات عظیم اهالی مومن طبقده را در روستا و روستاهای دیگر و شهرها را بر شمرد که با چه شور و حالی در جهت تحقق فرمایشات امام عزیزمان جانفشانی کردند و بالاخره پیروز شدند. در بعد از انقلاب روستای طبقده مهد انقلابیون، بوده است و جان فشانیها و ایثارگریهای زیادی نسبت به انقلاب نمودند و همیشه یار و وفادار انقلاب بوده اند و در جریان جنگ تحمیلی تعداد هشت نفر از بهترین عزیزان خود بنامهای شهیدان میر داماد خامه – رمضان عباسی – علی اکبر عرب – باباجان دستاربندان – علی اصغر عرب – فیض اله تقوائی – رضاعلی عرب- رضا ماهور – را تقدیم انقلاب نموده و تعدادی آزاده را هم هدیه حضرت امام نموده اند ضمن اینکه در دوران جنگ تحمیلی اهالی مومن طبقده مبلغ حداقل یکصدمیلیون ریال کمک نقدی و میلیونها ریال کمکهای غیرنقدی را هم به جبهه ها ارسال داشته ادن افتخار دیگر طبقده این بوده است که وقتی شهیدی به روستا می آورند از اول روز تدفین تا پایام مراسم هفتم همه در منزل شهید بکار و کوشش مشغول بوه و هر کس دلش میخواست یک کاری را انجام بدهد و کلیه مایحتاج اینگونه مراسم را کل اهالی تقبل می نمودند از کارهای دیگر مردم طبقده ایجاد همکاری و همگامی درخدمت انقلاب و دعوت از مسئولین جهت بازدید از روستا در دوران ده ساله این انقلاب بوده است که کلیه مسئولین اجرائی اعم از استاندارد محترم و معاونت و مدیر کل ادارات استان و مقامات قضائی – انتظامی – نظامی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به روستا تشریف آورده اند.

آداب و رسوم روستای طبقده

ازدواج :

ازدواج در روستای طبقده مراسم خاصی دارد در اینجا اکثر اوقات بخصوص اگر پسر بزرگ و فرزند اول خانواده باشد با پیشنهاد پدر و مادر و یا خود تمایل به ازدواج می نماید و نیز اغلب مواقع دختری را بعنوان نامزد توسط مادر صورت می پذیرد بالاخره ضمن انتخاب دختر، مادر پسر به همراه زنی از بستگانی که دارای زبان گویاتر و نیز اغلب مسن تر باشد بخانه دختر وارد می شوند خانواده دختر گاهی مواقع از قبل باخبربوده  و از نیات درونی آنها آگاهند و گاهی نیز فقط دختر از قبل گوشزد شده و شاید جواب مثبت نیز داده است ولی مواقعی نیز وجود دارد که هیچکدام از خانواده دختر گوشزد نشده و از نیت درونی و هدف مهمان بعنوان خواستگار باخبر نیستند. بالاخره مهمان تازه وارد ضمن پذیرایی شدن با چای، زن همراه و مادر داماد با یک مثال شیرین و خنده آوری، درخواست دل مادر داماد را حتی شاید با زبان بی زبانی بمادر دختر اعلام می کند البته خواستاری زنها چون در روز صورت می گیرد اکثر اوقات در حضور مادر و دخترش می باشد و پدر دختر حضور ندارد. بالاخره پس از درخواست ازدواج توسط خواستگاران ، اگر خانواده دختر ضمن مقایسه خود و آها خانواده داماد اگر میل داشته باشند و خود را نزدیک و همسان آنان ببینند بالبخندی تقریباً جواب مثبت می دهند که لازم است پس ازچند روز دیگر خواستار مرد فرستاده شود ولی اگر خانواده دختر خود را همسان با آنها نبینند از همانجا مادر دختر جواب رد می دهد و می گوید دوستی خانواده هایمان پایدار  و همیشگی باد ولی این یک درخواست (منظور خواستگاری) از ما بعمل نیاورید البته این جواب را با زبان بی زبانی و به بهانه اینکه دختر ما کوچک بوده و به سن و سال ازدواج نرسیده و … . بالاخره جواب در می دهند ولی اگر تمایل به این فامیل شدن (ازدواج) داشته باشند مادر پسر با خوشحالی به خانه رفته و با شوهر و پسر خود صحبت و تعریف کرده و بعد از چند روز دیگر شوهر یا پدر پسر همراه با یک مرد بظاهر امین و پارسا و خوش زبان و نیز از پیرمردان معتمد و بزرگان عالم مورد احترام مردم روستا را با خود برده و بطرف خانه دختر البته آنهم در موقع شب بعد از صرف شام به راه می افتد و اگر از روستاهای اطراف و یا دور باشد شام را نیز در خانه پدر عروس مورد درخواست صرف می کنند خواستگاران ضمن رسیدن بخانه عروس و پذیرایی شدن بالاخره با آوردن مثالی عامیانه و با آوردن روایتی درخواست خود را مطرح می نماید که در اینجا پدر عروس جهت تفاخظر (البته اگر از اهل تکبر باشد) یا اینکه قبلاً از طرف زنش به گوشش خورده ولی اعلام بی اطلاعی می کند و می گوید شما یکدفعه تشریف آوردن و بمن سرزده گفتید که نمی دانم زنم و دخترم راضی هستند یا نه ، باشد بگذارید مشورتی با آنها بکنم و بعد به شما اعلام می کنم . لذا آن جلسه خاتمه یافته و بعد از چند روز بار دیگر سر و کله خواستگاران پیدا شده و دوباره درخواست خود را اعلام می نمایند که در صورت جواب مثبت گرفتن به همدیگر تبریک و دعا نموده و به زبان محلی می گویند باهم به پیری برسند سپس شیرینی و گوشتی میخورند و بعد از آن معامله مبارک را از هم می پرسند که این ازدواج با چه مهری و چه مراسمی انجام شود که نوع مراسم و مقدار مهریه و نیز مبلغ معینی بعنوان خرج که هزینه خریدن اثاثیه خانه عروس است در همان شب معین می کنند و شبی را جهت جشن عروسی و شیرینی خوری قرار می دهند که البته بعضی ها پول نقد می دهند که به آن در زبان محلی خشکه می گویند.

مراسم عید نوروز :

عید نوروز در روستا که یکی از بزرگترین اعیاد سال می باشد. در هر ساعتی که از روز سال نو تحویل شد کلیه اهالی در سر مزار شهدا جمع شده که فاتحه خوانی دارند و سپس همگی با همانگی انجمن اسلامی محل بدید و بازدید خانواده های معظم شهداء و وفتات می روند.

فرهنگ و بینش مذهبی روستا :

فرهنگ مذهبی و اجتماعی بخصوص ورحیه انقلابی مردم طبقده بسیار قابل توجه می باشد همه اهل روستا مسلمان و شیعه دوازده امامی و از محبان خاص ائمه معصومین صلوات الله علیهم و اجمعیند و از وفادان جدی انقلاب اسلامی و حضرت امام هستند که بارها این مسئله را به اثبات رسانده اند در اکثر اوقات نمازهای یومیه را در مسجد  بجا میاورند و در تمام مراسمات مذهبی و ملی و ایام ماه مبارک رمضان ومحرم حضور فعال دارند و شور و شوق کلیه اهالی جهت برگزاری مراسم عزاداری بسیار چشم گیر است و با خواندن اشعار – مرثیه و براه انداختن دسته های عزاداری عشق خود را نسبت به ائمه معصومین اعلام می دارند.

اوقات فراغت در روستا :

اهالی روستای طبقده اوقات فراغتی که بداین صورت بیکار باشند ندارند و بجز در ایام تعطیلات مذهبی و یا عروسی و اعیاد بقیه ایام مشغول کار کوشش می باشند ولی جوانهای روستا در ایام تعطیلات بخصوص در فصل تابستان فرصتهایی را جهت بازی و سرگرمی پیدا می کنند که مهمترین آن ورزش می باشد که بیشترین طرفدار آن بازیکنان فوتبال و والیبال هستند با توجه به اینکه زمینی جهت ورزش در محل نیست ولی میشه ورزش فوتبال و والیبال حرف اصلی را در منطقه زده و طرفداران زیادی را به سوی خود جلب کرده است.

انواع غذاها و خورشت های محلی :

غذای اهالی طبقده اکثر وقتها برنج می باشد یعنی شام و ناهار برنج مصرف کرده و فقط صبحانه نان میل می کنند ضمن اینکه در بعضی از خانواده ها اقدام به پختن آش به صورتهای مختلف مثل ترش آش – خمیرآش- آش دوغ- آش ماست و آبگوشت و امثالهم می نمایند و خورشهایی که درست می کنند عبارتند از سبزی خورش- لپه- قیمه خورش – کوکو سیب زمینی – اسفناج خورش – پلو با مرغ- پلو با گوشت.

زبان و لهجه محلی :

زبان اهالی روستای طبقده گیلکی ساروی است که حد میان فارسی و گیلک می باشد .

خرافات :

خرافات بمعنای کامل در روستای طبقده وجود ندارد ولی یکسری گفته ها و باورها از قدیم مانده و افراد فعلی روستال تمام آنها را از نظر نینداخته اند که بعنوان نمونه چند نقل می شود:

آواز خروس و مژده آوردن مهمان : اهالی روستا باور دارند که اگر خروس خانگی آنها در آستانه در خانه ایستاد و با نگاه بداخل خانه آواز سر دهد. همان لحظه یا همان روز مهمانی برای آنها خواهد رسید که در اکثر اوقات هم اینباور با واقعیت روبرو شده است.

آواز بموقع : اگر در موقع سحر اولین صدای خروس یعنی آواز آن بگوش برسد آن لحظه نیمه شب است و بعد از چند ساعت اگر دوباره آواز داد طلوع فجر بوده و موقع نماز صبح است که تقریبا همگام با واقعیت است.

آواز بی محل : در دنبال واقعیت فوق یعنی آواز بموقع، اگر خروسی بعد از افطار و قبل از نیمه شب آواز خواند (در داخل خانه ) برای صاحبخانه پیشامدی خواهد بود که برای خود خیراتی میدهند.

آب روی سگ ریختن : اگر فردی با دست خود آب بر روی سگ بریزد دستش چند پیله گوشتی موج می زند که بزودی خوب نمی شود.

گفت و نظر : اگر کسی بخصوص نوجوانان از خودشان در کار و یا در درس خواندن و یا از نظر زیبائی صورت مورد تعریف افراد بدخواه و بد زبان قرار گیرد و مریض می شوند که در آنصورت را روی معالجه آنها چند قطعه کاغذ هست که توسط دعانویس محل نوشته می شود که یک قطعه را آتش زده و دود می کنند و یک قطعه را شسته و مریض آب با کاغذ شسته شده را می نوشد و قطعه دیگر را به بازوی او می بندند.

گرد آورنده : گروه فرهنگی هیئت حضرت ابالفضل العباس (ع) طبقده